رسانه، علم غالب امروز – قسمت نهم

« به نام خدا »

در فیلم های حرفه ای، رنگ، اسم، فضا، چهره ها، صحنه پردازی ها و … هیچ کدام اتفاقی نبوده و همه با دلیل انتخاب می شوند!

تعداد کمی از کارگردانان ایرانی به صورت حرفه ای فیلم می سازند، به طوری که شرایط فوق را دارا باشد. کارگردانانی مثل اصغر فرهادی و ابراهیم حاتمی کیا. به طور مثال در فیلم جدایی نادر از سیمین، اسم نادر و سیمین خیلی هم اتفاقی نبودند! هدف این بود که یک اسم کاملا ایرانی انتخاب بشه. نادر جزو معروفترین اسم های ایرانی هست. بعد اسم فیلم هم گذاشته میشه جدایی نادر از سیمین، ولی در فیلم اینطور به نظر میاد که سیمین میخواد از نادر جدا بشه و در واقع باعث و بانیش نادر هست! حالا علت انتخاب یک اسم ایرانی چیست؟ اینکه هدف، نمایش دادن ایران به طور کلی هست! سرتاسر فیلم نشون داده میشه که تمامی آدم های فیلم دروغ میگویند و تنها کسانی که راست میگویند، یک دختر و پیرمرد هست که اون دختربچه هم مجبور به دروغ گفتن میشه! در واقع، این برداشت میشه که ایران جایی هست که همه یا دروغ میگویند یا مجبور به دروغ گفتن می شوند! بعد تازه اون خانم تو فیلم میگه که من نمیخوام بچم اینجا زندگی کنه چون همه دروغ میگویند! با این تفاسیر، جالبه که این فیلم میاد و اسکار رو هم میگیره!

از طرفی دیگر، در فیلم بادیگارد حاتمی کیا، یک دیالوگش این هست که من محافظ شهر نیستم، من محافظ نظامم. اسم این بادیگارد هم حیدر هست. حیدر، لقب حضرت علی (ع) بوده که این حضرت بادیگارد پیامبر بود. یعنی نظام، نظام اسلامی و پیامبر به مانند اسلامه و کسی هم که بادیگارش میشه، باید بادیگارد نظام باشه نه شخص!

 

نکته دیگری که در فیلم ها به وفور یافت میشود، بلند شدن دوربین از روی زمین و نشون دادن کل شهر هست.

در واقع با اینکار، یک نمای کلی از آن شهر و تمام حالات آن شهر من جمله وضعیت دینی هست. در آمریکا، دوربین که از صحنه ای بلند میشه، کاملا آبادی رو نشون میده و میگه که نگاه کنید ببینید چقدر اینجا آباده! از اونور توی عراق هم با نماد های گنبد مسجد و بقیه نمادها، یک جای خرابه رو نشون میده و میگه که ببینید که این شهر که با وجود این نماد ها یک شهر اسلامی هست، چقدر پر از خرابی و فساد و بدبختی و … هست! در نتیجه آدم شرطی میشه! یعنی دیگه وقتی اسم عراق میاد، یاد فقر و بدبختی ولی وقتی اسم آمریکا بیاد، آبادی و آزادی در ذهن ها تداعی میشه!

S07_01

البته در بعضی موارد منکر این نیستیم که این ها غیرواقعی هستند! اما با غلظت و رنگ و لعابی که به آن میدهند، غیر واقعی شده و با نماد های مسجد و … در خرابی ها، اسلام رو به این خرابی ها نسبت می دهند! در نتیجه به مردم جهان نشون میدهند که اسلام دین خرابی و ویرانی هست و بدرد نمیخوره!

 

رفتم لندن، مسلمون دیدم اسلام ندیدم. اومدم ایران، اسلام دیدم مسلمون ندیدم

سید جلال الدین اسدآبادی

>>> در مورد این حرف و درستی یا نادرستی آن بعدا توضیح داده خواهد شد…

 

یک فیلمی جزو اولین فیلم های حاتمی کیا بود به نام دیدبان. داستان فیلم این هست که یک فردی وارد جبهه شده و بهش گفته میشه که باید بری فلان خط. یک مسیری رو باید طی کنه و قسمتی از اون رو با ماشین و بعدش پیاده میاد. منطقه ای در اونجا بوده که هر چند وقت یک بار خمپاره ها به زمین اصابت میکردند. این آقا که تازه وارد جبهه شده، در اوایل فیلم نشون داده میشه که موقع منفجر شدن خمپاره ها حتی در فاصله خیلی زیاد، سریعا از ترس روی زمین می خوابید! روند فیلم اینجوری بود که هرچی که فیلم به جلو میره، این دیدبان شجاع و شجاع تر شده تا جایی که در اواخر فیلم، حتی در صورت برخورد خمپاره ها در جایی نزدیک، شاید هیچ حرکتی از خودش نشون نمی داد! تا اینکه میرسه به صحنه آخر فیلم که یک جایی داشته دیدبانی می کرده و با بی سیم میگه که فلان جا رو بزنید. یک جایی میبینه که تانک ها دیگه خیلی نزدیک شدند! بعد می ایسته تا تانک ها کاملا نزدیک بشن به موقعیتش، بعد عددی رو به توپ خونه برای شلیک میگه که موقعیت خودش بوده. بهش میگن این موقعیت خودته ها اشتباه نمیکنی؟! میگه نه! بعد اون ها شلیک میکنند و اون با همه تانک ها از بین می روند که در واقع یک جور فداکاری بزرگ کرده! یک جایی در فیلم هم یک سرباز آمریکایی موقعیت خودشو میده که بزنن! و یک جور تقابل فداکاری ها به نمایش کشیده میشه. اما فداکاری اون فرد کجا و فداکاری این آقا که در راه مذهب و دین و با هدف بود کجا!

 

و این ها نمونه هایی از اندک فیلم های تقریبا حرفه ای و آگاهانه ساخته شده توسط کارگردانان ایرانی بود…

 

در قسمت بعدی، به بررسی فیلم Argo پرداخته می شود…