مجموعه جلسات معراج نور جلسات فرهنگی ، قرآنی معراج نور

رسانه، علم غالب امروز – قسمت سوم

« به نام خدا »

11 سپتامبر 2011 … روزی که یهود بوجود آورد تا تروریست بودن مسلمانان رو به جهانیان ثابت کند…

آقای رابرت مورداک، معروف به شیطان رسانه، صاحب شبکه فارسی وان و …، 6 ماه قبل از حادثه 9/11 این دو برج دو قلو رو اجاره می کنه؛ برج های دو قلوی قدیمی که قرار بود خراب بشوند! اما جالب اینجاست که با این وجود، نزدیک بیست برابر قیمتی که اجارشون کرده بود، بیمش میکنه! در سخنانش به یکی از دوستانش، گفته که در حال انجام یک کار تجاری بزرگ هستم که تا چند وقت دیگه، پول هنگفتی دستم میاد! داخل این برج ها، بیشتر از 3000 یهودی کار می کردند اما جالب اینجاست که در روز 11 ام سپتامبر، همشون به طور خیلی اتفاقی مرخصی می گیرند!

در نهایت هم اتفاقی که میفته، باعث میشه تا این برج های دو قلو که قرار بود تخریب بشوند از بین میروند، آقای مورداک هم سود خودش رو میبره، یهودی ها هم که مرخصی بودند و اتفاقی برایشان نیفتاد، یک عده آمریکایی هم کشته میشوند، کلی هم فیلم راجع به این قضیه میسازند، تروریسم بودن اسلام رو هم کاملا واضح نشون میدهند و نفرت آمریکایی ها و به تبع آنها بقیه مردم جهان رو به مسلمانان ایجاد می کنند. اما چطوری توانستند به این زیبایی این قضیه را کاملا طبیعی نشان دهند و کسی به آنها مشکوک نشود؟؟

از حدود 10-15 سال پیش، یک علم جدیدی ایجاد شد که به نظر میرسه که هنوز هم وارد ایران نشده، به نام علم نورو مارکتینگ ( neuro marketing ). این علم، ترکیبی از سه علم مارکتینگ، روان شناسی و عصب شناسی هست.

یکی از آزمایش هایی که به طور مثال با این علم انجام داده اند، این است که یک دستگاهی به نام FMRI را به سر انسان وصل می کنند و فرد را روانه بازار می کنند. این دستگاه به جاهای مختلف مغز وصل میشه و احساسات و دستورات مختلف مغز رو نشون میده. هنگامی که فرد برای خرید محصولی، پول از جیبش در میاورد و میشمارد و تحویل میدهد، بخش هایی از این دستگاه به رنگ سفید در میایند که یعنی این بخش ها فعال شده اند. جالب است که در این موقعیت، بخشی که دستگاه با رنگ سفید نشان میدهد، قسمت درد است! بنابراین علم نورو مارکتینگ میگه که دستگاه های کارت خوان رو برای مشتری قرار بدید تا سریعا کارت بکشه و کارش تموم بشه! حتی گفته شده که چند عدد از این دستگاه ها قرار دهید که اگر یکی از آنها کار نکرد، سریعا با دستگاه بعدی کارش رو انجام بده!

حتی اطلاعات موجود حاکی از این هست که حتما چند تا از دانشمندان این علم، در سریال های ساخته شده غرب وجود دارند!

از دستگاه های دیگری که در این علم استفاده می شود، EEG و Eye Tracking است. دستگاه EEG برای کنترل احساس هست اما دستگاه دومی، دستگاهی است که مردمک چشم رو کنترل میکنه. در نتیجه موقعی که فرد در حال مشاهده یک تبلیغ هست، این دستگاه نشون میده که فرد به کدام قسمت از تبلیغ دارد نگاه میکند! این دستگاه، نشون داده که اکثریت افراد هنگام پخش شدن تبلیغاتی که در آنها از زنان استفاده می کنند، فقط به همان ها نگاه می کنند و اصلا محصول مورد نظر دیده نمیشه! در نتیجه بسیاری از شرکت ها دیگه از زنان در تبلیغاتشان استفاده نمی کنند بلکه محصولشان دیده شود!

شرکت هایی که از این علم استفاده می کنند، در فیلم ها، در جاهایی که تاثیرگذار ترین بخش ها هست، برند مورد نظر خودشون رو تبلیغ می کنند. بعد، فرد بیننده بعد فیلم به طور ناخداگاه دوست داره بره  اون محصول رو خریداری بکنه! خیلی از سریال هایی که ساخته میشود، جدا از بحث تاثیر رسانه ای اش، عملا ارزش سریالی ندارند و به خاطر اقتصاد اون شرکت هست.

مثالی زده شد که در فیلمی، یک فریم آن را یک عکس نوشابه قرار دادند و بقیه فیلم به صورت عادی بود. چون یک فریم در یک ثانیه قابل تشخیص نیست، عملا اون فریم دیده نمیشد! اما با وجود متوجه نشدن آن، روی ناخداگاه انسان تاثیر میگذاشت و افراد، بعد دیدن فیلم، دلشان می خواست که نوشابه بخورند!

مثال دیگری که قابل ذکر است، برنامه American Idol هست. این برنامه جزو اولین برنامه هایی بود که از دانشمندان این علم استفاده شد. سه شرکت Singular (لوازم آرایشی و دارویی)، Ford و Coca cola اومدند و گروه تبلیغاتی برنامه رو تشکیل دادند. هر کدوم از این شرکت ها نزدیک 26 میلیون دلار هزینه کردند. دو شرکت اول صرفا اومدند و تبلیغات میان برنامه ای ها رو درست کردند اما شرکت کوکاکولا که از دانشمندان این علم استفاده می کرد، به توصیه دانشمندانش، ساخت دکور برنامه رو بر عهده گرفت و مثلا رو میز داوران، محصولات خودش رو قرار میداد یا شرکت کنندگان قبل از اجرای کارشون اندکی از این محصول رو مصرف می کردند. بعد از این برنامه، دو شرکت اول انگار که پولشون رو دور ریختند! اما شرکت کوکاکولا به شدت فروشش بالا رفت! به طوری که ثروت این شرکت و مک دونالد شاید با چند کشور برابری کنند!

کوکاکولا و مک دونالد، نماد آمریکا هستند!

  • پس با این حساب، رسانه، علاوه بر تاثیرات فرهنگی ای که داره، باعث فروش اجناس شرکت های مختلف هم میشه و ما همچنان به دید سرگرمی به اون نگاه می کنیم!

 

ممکن است سوالی در اینجا پیش بیاید. چرا آمریکا و اسرائیل با همدیگر دوست و متحد شدند؟ آیا این کاملا اتفاقی بود یا اینکه منطقی زیر این قضیه وجود دارد که از آن بی خبریم؟ کدام یک ابتدا به سراغ دیگری آمد؟

 

در قسمت بعدی گذری به تاریخ می زنیم و سپس به این موضوع پرداخته می شود…} else {